
تکه ابری
که از چشم تو بر می دارم
آسمان می شوم
وتا دل شب
می بارم
عکس یک عمر به سر بردن تنهای را
قاب می گیرم وبر صحن دل می کارم
دور از چشم نظر شور خودم می خواهم
ساعتی سر به سر قلب خودم بگذارم
عشق سفر آینه در آینه است
می روم تا که در این فاصله جان بسپارم
حرف دل
حرف قشنگی است
- ولی-
از لب تو




توباشي![]()


دلم خواهد همه سوزم تو باشي
وفا دارم شب و روزم تــــو باشي
دلم خواهد اگر ياري گزينــم
كه با او دل به دل دوزم تو باشي






























عشق
مرا جرات نگريستن به چشمانت نيست
چشمان تو مرا افسون ميكند
-افسوني افسانه اي-
نميدانم در برق نگاهت چيست
كه اينگونه مرا مسخ ميكند
-چه عاشقانه مرا مسخ ميكني!
كاش ميدانستم در تبسم تو چيست
كه غمناك ترين دل دنيا را اينگونه شاد ميكند
-چه مهربانانه تبسم ميكني!
دستان تو مرا بال پرواز است
و من كبوتري عاشق,مشتاق به پرواز
در صحن قلب تو
-چه صادقانه عاشقت شدم

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم
|













بغض عشق